پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
222
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
پهلوى گردونههاى ايشان بگذرد چه رسد به كسى كه نزديك « برگزيده » شاهى بيابد و دست به او بزند . ارتخشثر هم با آنكه در راه هوسرانى بر خلاف همه قانونها دختر خود را به زنى گرفته و جز از او هم برگزيدگانى كه شماره آنها كمتر از سيصد و شصت زن زيبا نبود در حرمخانه داشت با اين همه چون او يك زن را داريوش خواست چنين پاسخ داد كه آسپاسيارا زن آزادى است و اختيار خود را دارد كه اگر خواست به سوى تو بيايد و اگر نخواست نيايد او را مجبور ساخت . و گمانش آن بود كه هرگز آسپاسيارا به سوى داريوش نخواهد رفت . ولى بر خلاف اين گمان چون از دنبال آسپاسيارا فرستادند و چگونگى را به او گفتند وى به سوى داريوش رفت . از اينجا ارتخشثر به حكم قانون ناگزير شد كه او را به داريوش واگزارد . ولى در دل خود سخت ناراضى بود و از اين جهت اندكى نگذشت كه او را از داريوش گرفت و حكم داد كه در پرستشگاه ديانا « 1 » در هاكباتان ( همدان ) كه ايرانيان « آناهيد » مىنامند به كار پرداخته با ماندهء عمر خود را با پاكدامنى در آن كار نيكو به سر دهد . بدينسان خواست پسر خود را گوشمالى دهد ولى گوشمالى نرم و آبرومندى كه با پاكدلى توأم باشد . ولى داريوش سخت خشمگين گرديد و اين از آن جهت بود كه دل به آسپاسيارا باخته او را بىاندازه دوست مىداشت يا از اينكه آن كار پدر خود را از راه اهانت و ريشخند مىدانست . بههرحال تريبازوس چون اين چشم او را دريافت همهگونه كوشش به كار برد تا او را هر چه بيشتر خشمگين گرداند . چرا كه خود او نيز چنين خشم را بر ارتخشثر در دل داشت و شرح چگونگى آن اين است كه مىنگاريم . ارتشخثر كه دختران بسيار داشت وعده داده بود كه آپاما « 2 » نامى را به فارنابازوس و رهودوگونه « 3 » نامى را به ارونتيس « 4 » و آمستريس را به تريبازوس به زنى بدهد .
--> ( 1 ) . Diana نام خداى مادينه از خدايان يونان و روم بوده . ( 2 ) . Apama ( 3 ) . Rhodogune ( 4 ) . Orontes